سر آغاز کتاب

حمد و سپاس خدای را که با توفیق به نگارش این کتاب مرا رهین منّت خود نمود تا کمک ناچیزی در ارائة مطالب علمی و درمان بیماری‎ها باشد، مخصوصا که علم فیزیولوژی بدن انسان بیشتر بیان کنندة شگفتی های عظمت آفرینش است که اوست وغیر او نیست و کسانیکه با وجود درک نظم درخلقت و ادارۀ این جهان با عظمت که نشانة علم ،قدرت و توحید اوست، در عمل او را نادیده می گیرند در واقع خود را فریب می دهند و به خود ضرر می رسانند. وقتی که ما وارد اتاقی و یا جای دیگری می شویم و نظم و ترتیب در آن می بینیم حتما به ذهنمان خطور می کند که این نظم وترتیب را یک نفر به وجود آورده است. ویا موقعی که چشم مان به دستگاهی می افتد که می تواند کاری انجام دهد حتما می پذیریم که آن را کسی ساخته است. پس چرا با اینکه مشاهده می کنیم در این جهان همه چیز سر جای خود بوده و در همه جا نظم حاکم وشگفتی‏های آفرینش هویداست ولی خالق و گردانندة آنرا به حساب نمی آوریم؟ واگر به حساب می آوریم باید اذعان کنیم که دقّت و پایش بیشتری لازم است .حال که: 1- انسانی با این خصوصیّات آفرینشی دقیق شامل دستگاه هائی مانند مغز وآْعصاب ، گوارش،شنوائی، بینائی،حرکتی وهزاران عضو دیگر آفریده شده(3)، 2 - وسایل حیات از قبیل اکسیژن هوا و آب با ترکیب لازم و نقش معیّن برای شروع و ادامة زندگی و غذاهای لازم در محیط قرار داده شده. 3- تمام عناصر به مقدار لازم و نسبت معیّن قرار داده شده و بر حسب لزوم بعضی از آنها مثل ید (I) طوری تنظیم شده که مقدار آن درغذاها به نسبت دقیق در حدّ میکرو گرم درصد باشد و اضافه از حدّ معیّن بودن آن در محیط زندگی موجب یک سری بیماری و برعکس آن موجب یک سری بیماری دیگر می شود(1) و تمام این موارد و دلایل مشابه دیگر ما را به یک نکتة اساسی راهنمائی می کند: این جهان که ما هم جزئی از آنیم توسّط قدرتی واحد, دانا و توانا (علم وقدرتی فوق تصوّر انسان) آفریده شده و این آفرینش نمی تواند تصادفی یا خودبخود و بدون مدیریّت باشد و به عبارت دیگر خالق و مدیر و مدبّر این جهان واجب الوجود است و  همان طور که خود او اعلام نموده: زندگی ما در محضر اوست و به سوی او نیز باز می گردیم. و این باز گرداندن برای خالقی که نسخة انسان با این استعداد‎ها را در نطفة چند میکرونی تنظیم می کند کار غیر ممکنی نیست.شایسته است در اینجا در مورد شناخت خالق توسّط دستورات دینی که 1400 سال قبل به ما عرضه شده و با علم امروز شگفت انگیز است مطلبی ارائه شود : در ذبح شرعی وقتی که رگ حیوان بریده شده ولی نخاع سالم باقی می ماند، خونروی باعث افت فشار شده و اعصاب سمپاتیک با تحریک قلب می خواهدآنرا جبران نماید و بدین وسیله گوشت وتمام بدن حیوان ازخون پاکسازی می شود(11).    امید آنکه این اعتقاد و ایمان در اعمال انسان مؤثّر باشد و این اثر طوری باشد که روز و شب‏مان تلاش برای نزدیک شدن به او باشد . خوشا به حال آنانکه در راه رسیدن به حقایق علمی برای گشودن گره‎های زندگی، همراه با ایمان به روز حساب و کتاب ، کاستن از آلام و گرفتاری‎های نیازمندان که در حقیقت عزیزان خدایند و دوری از مواردی که او نهی نموده است دائما درتلاش و کوشش اند وخود را همواره برای او و در محضر او می دانند و زندگی خود را بر اساس:در حضور او بودن ـ بازگشت به سوی او ، تنظیم می کنند .در زندگی معاصر شاهدیم که وقتی افراد ،گروه ها و یا گردانندگان کشورهائی از راه فوق الذّکر منحرف می شوند به جای ساختن وسایل رفاه بشر، سلاح های کشتار یا معلول کردن اورا می سازند (بمب اتمی و بمب شیمیائی) و یا به جای اصلاح و راهنمایی و کمک به او در صدد غلبه بر او و بهره کشی بر می آیند و برای انجام اعمال مذکور برای مصلحان اجتماعی نیز مشکلاتی ایجاد می نمایند. در خاتمه اضافه می شود می توان به وسیلة اطمینان خاطر و آرامشی که پیشرفت های مذهبی در انسان ایجاد می کند، بیماری های عصبی که بیماری های دیگر از قبیل ناراحتی قلب و عروق و دستگاه های دیگر را نیز به دنبال دارد و همچنین اعتیاد را از میان برداشت یا به عبارت دیگر:       چارة تمام گرفتاری های بشر در روی آوردن به سوی خالق هستی است٭ .                                   علی نقی نژاد احمدی سیزدهم بهمن ماه 1382  ٭برای نوشتن این مقاله از مطالب محضر آقای دکتر سعید خامنه(11) و منبع(1) و مقدمّة منابع(5و3)استفاده شده است.  در مقاله سعی شده است از مطالب مربوط به فیزیولوژی استفاده شود.

 

/ 1 نظر / 54 بازدید